جَـهـان
نـَـبــیــنـی !؟
دیـــدن یا نـدیـدن ؟ ، مسئله اینست .
جهان بینی ما عبارت است :
آن چه در این جهان میبینیم حقیقت و واقعیت
ندارد ، حقیقت جهان ، آن جهانی است که نمی بینیم و تا پس از مرگ هم نخواهیم دید .
آن چه در این جهان با حواس خودت می بینی ، در نتیجه
، "جهان بینی" ناشی از نگریستن به جهان زیاد مهم نیست !؟
بهتر است تصمیم بگیری از جهانِ بینی (نه دیدن ِ جهان) حتما به این نتیجه برسی : جهان را
دیده ای و دریافته ای (با چشم دل) که آن جهانی که نمی بینی ، سرنوشت ، لحظه به لحظه
و سرانجام این جهان ِ دیدنی را ، تعیین می کند ،
اصلا میتوانی بدون دیدن و نگاه کردن به این جهان به این
"جهان بینی" برسی ! ، که : حقیقت محض و آن چه واقعیت دارد در واقع جهان ندیدنی
و حقایق نادیدنی است و این جهان قابل مشاهده و لمس و تجربه در واقع سایه ای از آن جهان
است
شعر :
" صورتی در زیر دارد آنچه در بالاستی " ؟؟؟
اگر بخواهی به سعادت و خوشبختی برسی بایستی
جهان را این گونه دیده باشی و هم چنین به دیگران تعلیم کنی که آنها هم ، زمان دیدن جهان
بایستی همین را ببینند نه چیز دیگر .
اگر به جای باور کردن این جهان بینی شروع
به " دیـــدن " این جهان کنی ، ممکن است به ظاهر ، در تعامل با این جهان موفق
باشی ولی پس از رفتن به جهان نَدیدنی بایستی تاوان آنچه دیده ای را پس بدهی و رنج و
عذاب بسیار خواهی " دیــــد " !؟ ،
بنابراین نه تنها هنگام "جهان بینی" نبایستی به چشمانت اعتماد کنی بلکه در طول زندگی و زمان عمل به این جهان بینی ، باز هم بهتر است آنچه میبینی را به گونه دیگری تفسیر کنی ، همیشه بینایی ات را تصحیح کن ، مثل عینک !
پس ای عزیز ! ، مصلحت تو درآن است که نادیدنی
ها را بـِبـیـنـی و دیدنی ها را نـَبـیـنـی .
برای
اینکه شما هم نظریه بنده را تصدیق کنید ، کافی
است ببینید که در جامعه ما تصاحب آن چه دیدنی است ، نصیب کسانی است که ادعا میکنند
:
می بینند
، آن چه را دیگران نمی بینند
ملاقات
می کنند با کسی که دیگران حتی نمیتوانند وی را ببینند !؟
از پشتیبانی
قدرت های نادیدنی برخوردارند .
نیروهای
نامرئی (نادیدنی) در خدمت و تسخیرشان هستند
.
نتایج
خدمات بیشمارشان را فقط یاران شان می بینند
و برای دیگران نادیدنی است .
.....
الخ .
برچسبها:
جهان بینی,
جهان نبینی,
دیدن,
ندیدن
+ نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت 10:57  توسط احمد نورمحمدی
|
با توجه به اهمیت موضوع و ضمن ابراز تعجب نسبت به اینکه چگونه این
مباحث در محافل حقوقی و حوزوی در زمان خود طرح و بحث نشده !؟ ، به صورت طرح پرسش به استحضار حقوق دانان ، فقها و حتی علمای علم اخلاق می رسد
:
چون به طور اعم ، توانایی
قضاوت ، تشخیص و شناخت بشری در امر قضاوت دادرسی و افتا (فتوی دادن ، بیان حکم
شرعی) ، به کار برده شده ، و شرایط سخت احراز اهلیت و صلاحیت این گونه مشاغل بسیار به هم نزدیک
و مشابه می باشد .
از طرف دیگر تمایلات انسان در چگونگی قضاوت وی موثر بوده و میتواند
نتیجه قضاوت را دستخوش تغییر نمایند ، لذا قانون گزار همواره برای کسانی که بر
مسند قضا ، دادرسی ، صدور حکم و فتوا نشسته
اند شرایط و ویژه گیهای خاصی را قائل گردیده ، ( به طور مثال شرایط دادرس ، بازپرس
، قاضی ، عضو هیئت منصفه ) و مترصد عدم خروج این جایگاه ها از دایره صلاحیت بوده است .
حتی در مورد افتا ، اجتهاد ، مرجعیت ، فقاهت (ولایت فقیه) نیز عدالت ،
شجاعت و صفات دیگری را الزامی دانسته اند و کمترین خروج از عدالت باعث اسقاط حق
اعمال نظر میگردد ، یا قائل شدن عصمت برای پیامبر و امامان ، حکایت از این دارد که
فرهنگ و سنت ما نیز علیرغم تعمدی که در برداشتن مرز بین خدا و انسان بخرج میدهد ولی از دایره این ضرورت عقلی نتوانسته خارج گردد
!؟
حال این سوال مطرح میگردد : چون فرد حاکم بلحاظ اختیارات و وظایفی که
داراست خواه ناخواه در تضاد منافع با مردم قرار گرفته و ممکن است از حق قضاوت ،
مرجعیت ، فقاهت ، فتوا دادن خویش در جهت تحکیم قدرت خود استفاده کند ( و صدها و
هزاران احتمال دیگر که امروزه بطور عینی با آن ها مواجه شده ایم ) ، صرف نظر از
تمهیدات قانونی در این زمینه ،
1 - آیا صرف پذیرش ، غصب یا
تسلط و تصرف حاکمیت و از طرف دیگر اختیار
قضاوت و افتا برای فقیهی که بر مسند ولایت فقیه نشسته ، نشانه خروج وی از محور
عدالت نیست ؟
با توجه به اینکه فقها و علمای مذهب شیعه برای پیامبر و امامان ( که
اختیار مبسوطی برای تصرف در امور مردم
دارند ) ، شرط عصمت ، اعجاز و ارتباط با خدا را قائل گردیده اند ، لذا :
2 – آیا درخواست یا تحکیم اختیاراتی در حد پیامبر و امامان برای انسانی
جایزالخطا ، خروج از محور عدالت نمی باشد ؟
3 – آیا صرف خواست و تصور این اختیارت در ذهن یک فرد نشانه متوهم بودن
، کبر ، غرور ، عدم واقع بینی و قدرت طلبی (نهایتا سلب صلاحیت مرجعیت یا ولایت فقیه)
وی نمی باشد ؟
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390ساعت 22:31  توسط احمد نورمحمدی
|

(بیانیه مورد تائید جامعه)
بیانیه مورد تائید جامعه وبلاگ نویسان سبز منتشر شد :
بطور خلاصه در این بیانیه به چرایی تحریم انتخابات (انتصابات) فرمایشی
رژیم پرداخته و در ادامه چگونگی تحریم را فعالانه و با استفاده از فرصتی
که در بحبوحه انتخابات معمولا پیش می آید عنوان نموده است ، متن کامل
بیانیه بشرح صفحه بعد می باشد :
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 11:22  توسط احمد نورمحمدی
|
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390ساعت 1:30  توسط احمد نورمحمدی
|
اینکه امری از جانب خداوند برای تمام انسانها ، در همه زمانها و تمام مکانها نازل شده باشد و برای اثبات یا تصدیق آن ناگزیر از کالبدشکافی گذشته یا مشاهده وقوع رخ دادی در آینده باشیم ، امتناع عقلی دارد .
هر موضوعی که فاقد قید زمان و مکان باشد بایستی در زمان حال ، بدون نیاز به گذشته و آینده ، تصدیق شدنی و قابل اثبات باشد .
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم مهر 1390ساعت 1:8  توسط احمد نورمحمدی
|
پیرو درخواست "شورای هماهنگی راه سبز امید" در بیانیه مقدماتی انتخاباتی ، مبنی بر اظهار نظر مردم و گروه های مختلف در باره شرکت یا عدم شرکت ( مشروط یـــا نامشروط ) در انتخابات اسفند مـــاه پاسخ جامعه وبلاگ نویسان سبز بـــه شرح زیر در ادامه مطلب میباشد :
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390ساعت 12:37  توسط احمد نورمحمدی
|
مقدمه :
حقیقتش اگر توهم توطئه یا ساده اندیشی بیش از حد ، نباشد ، تا حدودی به
سیاستهای دولت مشکوک هستم یعنی فکر میکنم
یک سیاست مرموزانه و بسیار پیچیده پشت بعضی تصمیمات این دولت نهفته است ، نه این
که لزوما سیاستهای بدی یا مضر به حال مردم باشد ، گاهی شاید نیت خوبی درپس این سیاستها
بوده یا منجر به نتیجه خوبی گردد . ( مشابه
این مورد که یکی از بزرگان در انتقاد از رئیس دولت فرمودند : مرتب میگویند " آقا " ، آدم
فکر میکنه منظورشان " آقا " است ولی
بعدا (مثلا بعد از حداقل شش سال !) میبینیم منظورشان کسی دیگر است !؟ .
ادامه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390ساعت 11:27  توسط احمد نورمحمدی
|
ببین ! ، اصلا لازم نیست برای راحت شدن از شر یک نظام سلطنتی که از در بیرون میکنی از پنجره میاد تو :
بروی و فقیه بشوی ، دروس خارج فقه را بگذرانی ، تمام تجزیه تحلیلهای حقوقی
را یاد بگیری، دانشگاه بروی و علوم سیاسی یا ... را بخوانی ، بروی دنبال
اثبات اینکه اساسا اسلام دین خشونت است ، دین وحشیهاست و ... ، هیچ کدام
لازم نیست .
ببین
! ، خود تو یک زمانی نبودی ، الان هستی ، فردا ممکن است نباشی ، بالاخره
یک روز از این دنیا میروی ، پس بودن تو ، وجود داشتن تو ، برای این دنیا
ضروری نیست ، سلطنت پهلوی در دوره قاجار نبود ، الان هم نیست ، پس وجودش
ضروری نبود ، این گونه نبود که اگر پهلوی نباشد کشور ایران بدون حکومت
بماند .
جمهوری اسلامی هم زمانی نبود ، یک روز هم میرسد که رژیم
دیگری در ایران سرکار باشد و آب از آب تکان نخورد ، پس این نوع حکومت هم
رفتنی است ، اگر خودش را به خدا و اسلام چسبانده برای همین است که من و تو
وحشت کنیم : " مگر میشود چیزی که اسلامی است برود ، رژیمی که به خدا متصل
است برود " ، بله میشود ، این رژیم هم میرود .
" هر چیزی که زمانی نبوده ، زمانی هم میتواند نباشد "
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم مرداد 1390ساعت 9:30  توسط احمد نورمحمدی
|
آزاد باش ای ایران ، آباد باش ای ایران
از ما فرزندان خود : دلـشــاد باش ، ای ایران
--------------------------------------------------------------------------------------------------
راستش
خیلی وقت بود هوس نوشتن این گزارش ، وصیت یا سفارش نامه را داشتم ولی
میخواستم اطمینان و احاطه کامل به وصیتی که میخواهم بکنم داشته باشم .
یکی
از مشکلات اساسی جامعه ما رودربایستی است ، که خود نوعی ترس ، نوعی
دورویی ، نفاق و ریاکاری است ، به هر حال عمل درستی نیست ، اگر تمام
ایرانیان صراحتا خواست قلبی شان را اعلام کنند این همه مشکل نخواهیم داشت :
هر
روز گروهی برای گروه دیگر رجز ممیخوانند که بگذارید راهپیمایی کنیم تا
معلوم شود مردم طرفدار چه کسی هستند یا دیگری به دروغ میگوید عمده مردم
برای بیعت با من بیرون آمدند ، پس معلوم میشود ملت صراحتا خواسته قلبی خودش
را از ترس اینکه مورد تنبیه ، زندان ، حصر ، حبس ، تبعید از دست دادن حقوق
اولیه و غیره قرار گیرد ، اعلام نکرده ، پس ، اعلام رای و خواست اولین گام
در بهبود سرنوشت ما مردم میباشد .
اینجانب به نوبه
خودم در ادامه ، صادقانه و صریح ، خواسته قلبی ام که رسیدن به آن را حق
خودم میدانم و حاضر به تحمل هزینه برای آن هستم را ابراز میدارم .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم مرداد 1390ساعت 21:38  توسط احمد نورمحمدی
|
سال گذشته ، بسیار در چرایی نهادینه شدن عزاداری و گریستن در جامعه مان اندیشیدم و به تصور بیهوده یا مضر بودن این اشک ریختنها ، شاید ، بعضی اطرافیان را ملامت کرده باشم ، به این وسیله از همه پوزش می طلبم :
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم تیر 1390ساعت 14:30  توسط احمد نورمحمدی
|